عبد الجليل قزوينى رازى
156
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بعداوت آل فاطمه تباه شد به دنيا در جسارت باشد و بآخرت در خسارت « 1 » ، و چون باوّل اسلام كه علىّ مرتضى بقتال كفّار و قلع قلاع ميان بسته بود همهء اصحاب مرفّه و آسوده بودند ، و عمر خطّاب و غير او بىرنج مىبودند ، على منّتى ننهاد بر سر ايشان ؛ به آخر كار كه عمر ميان بست بقتل گبركان ، منّتى بر سر على نشايد نهادن كه آن كمتر نبود ازين ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است : « اوّلا خود حسن خلافت بمعاويه تسليم كرد ، و حسين را روافض بزارى بكشتند ، و زين العابدين و باقر در دولت بنى اميّه از خانه بدر نيامدند و جعفر و موسى و غيرهما رحمة اللّه عليهم طريق انزوا و زهد اختيار كردند ، و همه صلات و ارزاق و عطايا مىستدند از خلفا و بخلافت ايشان مقرّمى بودند ، و هرگز ازين سادات كسى دعوى امامت نكرد و مخالفت خلفا نكردند ، و بغزاتى نشدند نه باصالت و نه بتبعيّت » امّا جواب آنچه گفته است كه : « حسن على خلافت بمعاويه تسليم كرد » . از دو قسمت « 2 » خالى نباشد ، خلافت يا حسن را بود يا نبود ، اگر او را بود مذهب خواجه باطل شد در اختيار كه او مختار مهاجر و انصار نبود ، و اگر خود خلافت او را
--> ( 1 ) - ث ب م : « به دنيا در خسارت باشد و بآخرت در جسارت » ح د : « به دنيا و آخرت در خسارت باشد كه له فى الدّنيا خزى و فى الاخرة عذاب عظيم » اگرچه مصنّف ( ره ) دو كلمهء « جسارت » و « خسارت » را نوعا با هم استعمال مىكند مثلا در اوائل كتاب گفته ( ص 5 ) : « و بدين غايت جسارتى و نهايت خسارتى قلم در ميدان هذيان افكنده » با وجود اين به نظر ميرسد كه « جسارت » در اين مورد مصحف و محرّف « حسادت » ( بحاء مهملهء مفتوحه و دال مهملهء مفتوحه ) باشد و تأييد مىكند اين نظر را آنكه ممكن است دشمنان اهل البيت عليهم السلام با وجود عداوت ايشان در دنيا جسارت بر هتك حرمت و اهانت ائمه عليهم السلام نداشته باشند ليكن خالى از رشك و حسد بر ايشان در دل خود نخواهند بود و آن امريست قلبى كه در هرحال با ايشان هست تظاهر به آن كنند يا نه ، و نيز تأييد مىكند اين احتمال را اخبار بسيارى كه در تفسير و تأويل آيهء « أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » ( آيهء 55 سورهء نساء ) وارد شده است كه « نحن الناس الذين عنى اللّه ، و نحن المحسودون على ما آتانا اللّه من الامامة » طالب تفصيل رجوع كند بتفسير آيه در تفسير برهان ( ج 1 چاپ جديد ، ص 375 - 379 ) . ( 2 ) - ث م ب : « از دو حال » ح د : « از دو قسم » .